روز نوشته های حسین اصلانی

Project leader and architect solutions

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

دل نوشته من | شعر روز وصل

روز وصل
بود آیا که به من سر بزند ساقی عشق؟
ز ثریا بدهندم قدهی باده ز عشق؟

آید آن روز که در باز شود بحر وصال؟
ما به خاک قدمش سر بسپاریم به دار؟

به اشارت بدهندم اگرم وعده یار
مرکبی نیست که تن را ببرد بر سر دار

یارب این ره به تمنا بنمایی احراز
تا پس مرگ کنم نغمه دلبر را ساز

در غم هجر تو از باده و از می دوریم
به خرابات ننهادیم سرو از خود دوریم

مست و سرمست جمادات شده جان و تنم
خانه دل پر از اسباب شده با غزلم

شب هجران تو اخر نشود باده ناب؟
کی رسد صبح امید و خبر دولت ناب؟

در غم هجر رخ ماه بسوز اصلانی
باده در ساغر خود ریز که ره بگشایی

ساقی از آن خم پنهان بنما راز ز عشق
محرمم کن که غلامم، بدهم جام ز عشق
-حسین اصلانی
ادامه مطلب...
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۳:۳۳ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حسین اصلانی

انتظار یک خبر

آسمان غرق تماشای صدای سحر است

زین شبانگاه سحر منتظر یک خبر است

نغمه درد دل ماه ز اعماق زمین

حاصل کوچ پرستو ز جهانی دگر است.

(حسین اصلانی)

۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۳ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسین اصلانی

دام دوست...

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۲۶ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حسین اصلانی