نیازی به مقدمه نیست، همه ما با مسئله بیکاری آشنا هستیم، توی مقاله یک فنجان تجربه می خواهم به زبان خودم در رابطه با نقش فناوری در اشتغال صحبت کنم و مراحل پیدا کرد یا ایجاد کردن شغل را به دانشجو های عزیز بگم؛ تجربه هایی که از کودکی با من بوده اند...


از 13 سالگی وارد بازار کار شدم؛ یادش بخیر چه روز های شیرینی بود... مرتضی می گفت: شغل ها چهار دسته اند:
1- یا برای دیگران کار می کنی که بهت می گویند: کارمند، کارگر، و...
2-یا سرمایه ات برات کار می کنه و از سرمایه ات پول در میاری که تو نداری!!!
3-یا بازاریابی و دلالی پخش این جور کارا می کنی که پول خوبی داخلشه ولی همیشه باید بدوی
4- یا کاری می کنی که دیگران برای تو کارکنند...

این جمله ها را بار ها از مرتضی شنیده بودم؛ مخصوصا هروقت یکی ازش میپرسید درسم که  تموم شد به نظرت چیکار کنم؟!

با این که من براش کار میکردم ولی همیشه به من می گفت: راجع به کارآفرینی مطالعه کن، سعی کن که یک متخصص بشی حتی اگر تخصصت پفک فروشی باشه!
و همان حرف ها بود که من را وادار به فکر کردن راجع به مهارت، تخصص و کارآفرینی کرد...

فارغ از رشته های دانشگاهی که داری توی اون تحصیل می کنی، تو هم می تونی یک متخصص بشی و درآمد های قابل قبولی را تجربه کنی!

این روزا یادگیری مهارت کار زیاد سختی نیست، مخصوصا برای دانشجو هایی که اهل کار باشند و رشته هاشون : مکانیک - کامپیوتر - برق - هنر - علوم انسانی و... باشه

توی ادامه مقاله می خواهم به شما بگم که چطور می تونیم بفهمیم چه مهارتی توی خون ما جریان داره  و روش های پرورش دادن اون مهارت چطوریه، با پرورش دادن اون مهارت چطور می تونیم پول دربیاریم؛ نکاتی که هیچوقت توی دانشگاه، و مدرسه و... به ما آموزش نمی دهند...
کشف استعداد های درونی کار آسونی نیست. برای کشف استعداد ها درونی باید آرامش داشته باشیم. باید بلد باشیم با خودمون گفت وگو کنیم؛ برای خودمون وقت بگذاریم. و چیز هایی که خودمون به خودمون میگیم را بنویسیم تا بفهمیم درون ما چه خبره و استعداد ها را بکشیم بیرون.
بیاین شروع کنیم. دو تا نفس عمیق بکش و بسم الله بگو :
از خودت بپرس چند سال از عمرت گذشته؟! و به خاطره هات فکر کن ... به دور ترین خاطره هات و سعی کن اونا را به خاطر بیاری و بعد شروع به پاسخ دادن به خودت کن:
  •  من از محبت کردن به آدما لذت می برم؟!
  • دوست دارم توی جمع باشم یا کارام را تنهایی انجام بدم؟! چرا؟!
  • سر و کله زدن با اساتید مدیران و... برام سخته؟!
  • دست به آچارم خوبه؟
  • هنری دارم؟! گلدوزی، آشپزی، نقاشی، موسیقی ...؟!
  • دوست دارم جدی جدی خانواده تشکیل بدم؟!
  • بقیه روی من حساب می کنن؟!چرا؟
  • اگر همین الان 10 میلیون داشتم چیکار میکردم؟!

و سعی کن خوب فکر کنی، چطور 10 میلیون را می کردی 15 میلیون؟! و بعد 20 میلیون ؟!

برای شروع خوبه! تو الان یک ایده داری، ایده ایی که می تونه 10 میلیون را بکنه 15 میلیون!

سعی کن وارد جزئیات ایده هات نشی فقط کلیات را یادداشت کن؛ اگر وارد جزئیات ایده شده توی اون ایده غرق میشی... کسی که غرق میشه دیگه آرامش نداره و لازمه کارآفرینی و هر کار دیگه ایی آرامشه!

به نظرت تا فردا شب چند صد هزار ایده میاد توی ذهنت که می تونه با 10 میلیون تومن کارای خفن بکنه؟! هان؟

مرتضی می گفت : توی دفترجه ایده هات سعی کن همیشه ایده های :

  •  1 میلیونی
  • 10 میلیونی
  • 20 میلیونی
  • 100 میلیونی
  • 700 میلیونی

داشته باشی؛ چون قطعا یک روز میرسه که تو اینقدر پول را به دست میاری ولی اون موقع شاید فکرت خوب کار نکنه که بتونی پولت را زیاد کنی!

کسی چه می دونه شاید همین فردا صاحب یک میلیون تومان پول شدی!

پس از همین الان براش برنامه داشته باش.

توی مقاله بعدی راجع به نقش فناوری در راه اندازی و پیدا کردن شغل براتون میگم و سعی میکنم روش های مختلف استفاده از موتور های جست جو را بهتون آموزش بدم. بهتون خواهم گفت چطور راجع به ایده هاتون تحقیق کنید و چطور مهارت های لازم را کسب کنید.

منتظر نظرات شما هستم؛ آماده ایید؟! بزن بریم