سوال مسخره ایی پرسیدم نه؟ خب بالاخره همه ما یکی دو بار تاحالا زخمی شدیم! خب اولش خیلی بهش توجه می کنیم نه! ولی بعد از یک مدت اگر کسی روش نمک نریزه فراموشش می کنیم. کمرنگ میشه و کمرنگ تر...

تا حالا کسی از عزیزانتون زخمی شده؟! وقتی شما کنارش باشید و اون زخمی بشه! وای چی میشه؟ چقدر لحظه تلخیه! نه؟

شغل و کار و علاقه و علم من هرچه که باشد یک پزشک هستم. و خواهم بود. برای زخم های کشورم مرهم خواهم بود. کشوری که با خون دل های مردم دوباره متولد شد. 8 سال درون مرز خود و بیرون آن جنگیده است. با کسانی که نمکدان و نمک پاشند. با کسانی که خود زخم می زنند....

بیایید با هم دست به دست هم بدهیم و یکی از زخم های مشکلات کشور را درمان کنیم...

تو تا حالا چند تا زخم از "ایران" درمان کرده ای؟


یادش بخیر... چه زیبا می در خیابان ها می خواندند "از خون جوانان وطن لاله دمیده" هنوز صدای زیبای آنان در گوش ها احساس می شود.
وقتی صبح چشمانم نور خورشید را لمس می کند، تنها یک چیز می خواهم،

من می خواهم زخم های "ایران" را مرهم باشم که پسر فاطمه بتواند به جماعتی اطمینان کند که پشت او را خالی نخواهند کرد، چون این جماعت اینگونه پشت ولی فقیه خود که معصوم هم نیست ایستاده است...

من کارم را می کنم، در هر کسوتی که هستم، فرقی ندارد، رهبر باشم، سیاستمدار، مهندس، مدیر، کارگر، دانشجو، دانش اموز، معلم، سرباز یا حتی بیکار...
تا زمانی که دمای آب به 100 نرسد به جوش نمی آید، حتی 99.9 هم کافی نیست! وقتی که به جوش آییم "ایران" به هدف خود خواهد رسید.
اینجا خانه شیعیان امام زمان است. گاهی چقدر بعضی ها این را ساده می گیرند که به راحتی خلاف می کنند...


فقط کافیست از این لحظه در هر کسوتی که هستیم، به نیت رضایت خدا و ولی او کارمان را انجام دهیم، زخم های ایران را همین مرهم خواهد بود...
کم نیستند شهیدانی که دنبال درمان "ایران" با نیت اسلام بوده اند... چقدر جایشان خالیست... خدا شهیدان زنده را حفظ کند ما را از آنان قرار دهد. ان شاءالله
تو تا حالا چند تا زخم از "ایران" درمان کرده ای؟